ساکنان یونانچه بدشان نیاید!از نظر نگارنده در این شهر انتقاد کردن دومین کارسخت است. مشکل ترین کار وصول مطالبات از مشتریان بی خیال و بد حساب است.تقریبا غیر ممکن است سخنی بگویی یا مطلبی بنویسی و به کسی یا جایی بر نخورد.فلان مسئول معتقد است کسی قدر زحماتش را نمیداند و دیگران به دلیل بی اطلاعی و حسادت بد او را میگویند.آن یکی دیگر منتقدین را حتی شایسته پاسخگویی نمیداند و خودش را آنقدر مطلع از مشکلات و مسلط بر راه حل های آنها میداند که هر مشورتی را اتلاف وقت و هر منتقدی را یاوه گو بنامد.مثل ادعای آن فرد مشهور بعضی ها کارشناس ارشد همه مسائلند.در این شرایط چه کسی جرات میکند حرفش را صریح و بدون رودربایستی بزند؟ عقل سلیم حکم میکند که انسان مشغول کارش باشد و اسباب دردسر برای خودش و نزدیکانش فراهم نکند.اگر فردا روزی گذارش به گذر کسانی افتاد که روزی منتقدشان بوده است طبیعی است که ناله اش نزد آنها سودی نخواهد داشت.
و امابعد،این بار انتقادم متوجه نهاد اندیشه و تفکر در این شهر است.بالاخره باید میان ادعای دارالحکمه بودن و تعداد تصمیمات عقلانی که گرفته میشود حداقلی از تناسب برقرار باشد.سالها قبل کانونی به نام تفکر در این شهر تشکیل شد که تابلوی بزرگی هم داشت.عده زیادی در فضایل و مناقب آن مرکز و بانیانش سخنرانی کردند و مقاله ها نگاشتند و شهر ما را از جمله شهرهای پیشگام در تاسیس چنین مرکزی معرفی کردند.از آنجا که تب تند،عرقش سرد است.سالی از تاسیسش نگذشته، مرکز کلا تعطیل و تابلویش هم جهت بازیافت جمع شد.آنچه که در آن زمان و تا کنون کمتر به آن توجه میشود این است که غالبا عادت نداریم برای انجام کارهایمان قبل از عمل فکر کنیم.شیوه راه بینداز و جا بینداز ایرانی قرنهاست که جزءخصوصیات و مشخصه های اصلی فرهنگی مان شده و همین باعث عقب ماندگی مضاعف ما با وجود هزینه های سنگین و تلاشهای زیاد میشود.
طبق یک اصل پذیرفته شده،قدرت به انسان حس دانایی را القا میکند.وقتی که احساس کنیم توانایی و قدرت انجام کاری را داریم نوعا از مشورت و جویاشدن نظرات دیگران پرهیز داریم و باعث دردسر برای خود،نزدیکان و جامعه میشویم. در تشکیل کانون موصوف چون یک نفر خود را دانای کل میدید ایده اجرای آن را ارائه داد و چون قدرتش را داشت آن ایده را عملی کرد.در ادامه کار دیگرانی که قرار بود از اندیشه شان استفاده شود هرگز دعوت نشدند و در صورت دعوت هم دلبستگی و علاقه لازم را نداشتند،بنابراین با وجود هزینه ای که صرف شد،ثمره ای نداشت.تقریبا مشخص شده است که هر کاری از بالا به پایین و به صورت دستوری شکل بگیرد موفقیت کمی خواهد داشت اما اگر جمعی از عقلای قوم به صورت خود جوش و بر اساس شایستگی و علایق صحیح دور هم بنشینند و برای حل مشکلات جامعه شان پژوهش و تحقیق کنند حتما نتایج حاصل از آن گره گشای مشکلات جامعه خواهد بود.انبوه اندیشمندان و پرورش یافتگان فکری کانون فکری شهرضا حتما اینقدر توانایی دارند که با تشریک مساعی و تبادل نظر مشکلات دیارشان را شناسایی و راه حلهای مفید ارایه کنند.البته تشکیل چنین اندیشکده هایی بهتر است غیر دولتی و وابسته به نهادهای مدنی باشند و شرکت کنندگان در آن مطمئن باشند که ارایه نظراتشان باعث دردسر و از دست دادن آسایش فکری و تهدید زندگی شخصی شان نمیشود.آزادی بیان و امنیت و آزادی پس از بیان شرط اولیه و بسیار مهمی در این باره است.در غیر این صورت بود و نبود چنین تشکل هایی بالسویه است و تنها نکته مثبت آن همان پذیرایی های مختصر و یا مفصل آن خواهد بود.ای کاش شرایط به گونه ای شود که در آینده وقتی نخبه ای خواست یاد دیار ما کند،خود را زاده شهرضا بداند نه شهرضای سابق.
مدارا...ما را در سایت مدارا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 51