یکی از تفاوت های مدیر کاربلد با مدیر نابلد این است که مدیر کاربلد تهدیدات را تبدیل به فرصت میکند و مدیر نابلد نه تنها توان استفاده از فرصت های محدود را ندارد بلکه فرصتها را به تهدید تبدیل میکند.شهرضای ما در این زمینه میتواند نمونه عبرت آموزی از فرصت سوزی و عدم استفاده بهینه از امکانات موجود و جاماندن از توسعه و رفاه باشد.برای اینکه حرف کلی نزده باشم و مصداق های عینی ناتوانی مدیران شهری را بیان کرده باشم به ساده ترین موارد اشاره میکنم.یکی از فرصت ها، گردشگری ایام نوروز است که تقریبا تمام مسافران عبوری به سمت جنوب یا شمال کشور،شهرضا را جایی برای ماندن نمی دانند و اقامتشان در این شهر به استراحت شبانه در مدارس و پارک ها خلاصه میشود. ستاد نوروزی در جایی مستقر است که نمادی از دوران رونق و شکوفایی شهرضای ماست.اگر مدیری کاربلد مدیریت مجموعه را بر عهده داشت، به جای ابراز نگرانی و یا اظهار امیدواری میتوانست یکی از زیباترین و خاطره انگیز ترین شبهای مسافران نوروزی را رقم بزند.این بنای تاریخی که حتی از یک تابلوی راهنما در شهر محروم است و هیچ کتیبه یا نوشته ای وجود ندارد که نشان دهد بنای این کارخانه و توسعه آن چه تاثیری در روند شهرنشینی و توسعه کهن دیار ما داشته است .این فضای زیبا که میتواند فضایی فرحبخش برای تمام ایام سال برای مردم شهر و مسافران ایجاد کند،حتی از یک نورپردازی ساده هم برخوردار نیست در حالیکه یک آب نمای کم هزینه میتوانست جذابیتی فراوان ایجاد کند.این بنای تاریخی و عدم توجه به آن میتواند ویترینی از ناتوانی و نابلدی مدیران شهری ما در سالهای گذشته باشد.چگونه است که شهرهای کوچکی در جایجای ایران از امکانات حداقلی خود حداکثر استفاده را میبرند و با تبلیغات فراوان مسافران نوروزی را برای اقامت و گردش در شهرشان ترغیب میکنند و ما در حالیکه در مسیر اصلی کشور واقع شده ایم حتی نتوانسته ایم گوشه ای از توانمندیهای مردم این شهر و تاریخ،فرهنگ،صنایع دستی و آداب و رسوم خود را معرفی کنیم.بناهای تاریخی شهرهای مطرح ایران اکثرا در طی چند دهه اخیر بازسازی و حتی نوسازی شده اند تا جلوه ای از هنر و تاریخ غنی و گذشته پرافتخار آنان باشد و بتوانند از فرصت های تاریخی خود فرصتی برای رونق اقتصادی و کاهش بیکاری مردمشان بسازند.در بسیاری از شهرها مسافران را به صورت رایگان به بازدید نقاط دیدنی دیارشان می برند و ضمن ایجاد خاطره ای خوش برای گردشگران بازرای برای فروش محصولات محلی خودشان ایجاد میکنند.آیا بازار تاریخی و کاروانسراها و تیمچه های متعدد و تاریخی ان هیچ امکانی برای سرمایه گذاری بخش خصوصی و تاسیس بازرچه تولید و توزیع صنایع دستی ندارد؟معطل بودجه های ناچیز دولتی ماندن غیر از اتلاف وقت و فرصت سوزی ثمری ندارد.مدیران کاربلد فرصت های جذاب سرمایه گذاری تعریف میکنند تا بخش غیر دولتی برای سرمایه گذاری ترغیب شود.تلاش مدیران ما در این زمینه تقریبا هیچ است.مورد دیگر تولید انار شهرضا و فرصت مهمی است که میتواند یکی از بهترین جاذبه های گردشگری برای شهر باشد که این یکی در نوع خود به تهدیدی غیرقابل وصف در هنگام برداشت محصول تبدیل میشود.به خاطر داریم هرساله تصادفات وحشتناکی در ورودی های شهر اتفاق می افتد که ناشی از تجمع اتومبیل های فروش انار است در حالیکه این موضوع میتوانست با تاسیس یک بازراچه فصلی و جشنواره ای مرتبط، به فرصتی برای ایجاد اشتغال و ترویج نشاط و شادابی تبدیل شود.موارد متعدد دیگری از ظرفیت های مغفول مانده شهر ما وجود دارد که انشائ ... در آینده به انها خواهم پرداخت.
پ.ن:اقدام بدیع و جذاب دختران و پسران هنرمند شهرضایی در نقاشی دیوارهای شهر شایسته تحسین است.جوانانی که با امکانات حداقلی ولی با شناخت دقیق و هوشمندانه جلوه ای تازه به تعدادی از خیابان ها و مکان های عمومی شهر داده اند.
مدارا...ما را در سایت مدارا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 98