احمدشاه مسعود چریک،سیاستمدار و قهرمان ملی افغانستان که بیشتر عمرش به جنگ با کمونیست های مطیع شوروی و تروریست های القاعده و طالبان گذشت و سرانجام هم به دست القاعده ترور شد در مصاحبه های متعددی بر علاقه وافرش به دو شخصیت ایرانی تاکید کرده بود.اول حضرت لسان الغیب و خواجه اهل راز،حافظ شیرازی و دیگر استاد والاتبار و بالانشین هنر و موسیقی و خسرو آواز ایران استاد محمدرضا شجریان. هم او در عبادت و تقید به آداب مذهبی نیز اهتمام ویژه داشت و هرگز در زندگی شخصی به افیون و الکل آلوده نشد.با وجود گرفتاری بیش از حد و اوضاع نابسامان سیاسی کشورش این اندازه از فهم و اندیشه و خرد برخوردار بود که بداند بدون توجه به زیرساخت های فرهنگی هر تلاشی میتواند مصداق اتلاف منابع و هدر دادن سرمایه های انسانی باشد.بنا به روایتی در یکی از عملیات های مهم و سخت و درحالیکه شدت آتش دشمن بسیار زیاد و مخاطره آمیز بود در ادامه مصاحبه با خبرنگار ایرانی به ادبیات و فرهنگ و هنر و شعر حوزه تمدنی ایران اشاره میکند که گویا تعدادی از فرماندهان نظامی به احمدشاه مسعود اعتراض میکنند که اکنون وقت عملیات است نه ادبیات!او که در حاضر جوابی و زیرکی زبانزد بود بلافاصله پاسخ میدهد که تمام این عملیات برای این ادبیات است.گرفتاری مداوم حوزه تمدنی ایران در آتش جنگ ها و فساد حاکمان بی لیاقت و جبار و عقب ماندن از قافله توسعه و رفاه، قسمت عمده اش در بی اطلاعی از تاریخ و فرهنگ کهن ایران توسط حکام بیسواد و بی توجهی به میراثی است که طی چندهزار سال از زایش نایستاده و توانسته است به عنوان نخستین تمدن تاریخ همواره خود را حفظ کند.موارد متعددی در تاریخ ما وجود داشته است که ما از دولت ملی بی بهره بوده ایم اما ملت ایران وجود داشته است و این ملت در غیاب دولت وظیفه پایش تمدن خویش را بر عهده گرفته است.رودکی و فردوسی و سعدی و حافظ و خیام و ...در زمانه ای به فرهنگ و هنر و علم و تاریخ ایران اهتمام ورزیدند که ایران عرصه تاخت و تاز وحوش بیابان گرد و اسیر یاران سلطان محمود و چنگیز و تیمور و امثال ایشان بود.البته وقتی دربار شاهان از وزرای لایق و کاردان و آشنا به فرنگ و تاریخ ایران برخوردار بود، عصر زرین فرهنگ ایران شکل گرفت و تا حمله مغول ادامه یافت که یکی از بی نظیرترین دوره های تاریخ ایران است.آنهایی که دل در گرو سعادت و توسعه کشورشان دارند و ماندن یاد و نام نیک برایشان مهم است صاحبان اندیشه و خرد و اصحاب قلم و فرهنگ را ارج می نهند و اگر اندیشه و قلم و سخن شان را چندان مطابق طبع نیافتند،بیش از ناراحتی به تامل در آرای ایشان مشغول می شوند شاید چیزی از ایشان آموختند که بتواند راهنمای سعادت دولت و ملت باشد.که اگر چنین نکنند دیر یا زود اسیر دیوانگانی مانند تتلو و آل تتلو میشوند که به هیچ رسم وآیینی به جز ابتذال پایبند نیستند و در چنین موقعیتی بدیهی است که بازنده میدان خواهند بود و هیچکس توانایی و تمایل کمک به ایشان در هنگامه بحران نخواهد داشت.
مدارا...ما را در سایت مدارا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 34