راه حل دستفروشی اقتصادی است نه قشون کشی

خرید بک لینک

مطلب امروزم اقتصادی است اما باید اعتراف کنم که اقتصاددان نیستم و تحصیلات ام در زمینه ای غیر از اقتصاد است.ثانیا ابتدای بحث ربط زیادی به انتهای آن ندارد.ثالثا در زمینه اقتصاد همواره در باره کلیات مطالبی میخوانیم و میشنویم اما تاثیر این سخنان قابل اندازه گیری نیست.رابعا به عنوان یک شهروند معمولی مراودات اقتصادی داشته و مثل دیگران دارای رفتار اقتصادی ام بنابراین در حوزه شخصی میتوانم با بعضی موضوعات آشنا شوم.خامسا زمینه بحث برای اصحاب علم و اقتصاد همواره باز است و میتوانند اظهار نظر عالمانه خود را داشته باشند.واما بعد

الف:جهان سوم جایی است که مساله را تبدیل به مشکل میکنند و از مشکل بحران میسازند و وقتی در مهار بحران شکست میخورند عالم و آدم را مقصر میدانند در حالیکه هیچ مسئولیتی را درقبال بحران پیش آمده نمی پذیرند.کشور ما بیش از سه دهه است که دچار بحران بیکاری است و انواع مدل های غربی و شرقی و بومی و...نه تنها در مهار بحران موفق نبوده بلکه روزبروز پیچیده تر و دستیابی به راهکاری موثر غیر ممکن تر می نماید.افزایش روز افزون مشاغلی که نمی تواند اجاره بهای محل کسب را تامین کند تا چه رسد که از درآمد آن امکان تشکیل یک زندگی متوسط فراهم شود همگی نشانه ای واضح از شکست همه طرحهای توسعه ای و ناکارآمدی اسفناک مدل های اقتصادی است.در شهرک صنعتی رازی شهرمان انبوه کارگاه ها و کارخانجات کوچک و بزرگ با سرمایه کلان تاسیس شده اند ولی تعداد زیادی از آنها تعطیل و یا زیر ظرفیت کار میکنند.وقتی علت را جویا میشویم پاسخ میشنویم که واردات کالا و تمایل مردم به استفاده از کالای خارجی باعث فروش نرفتن محصولات تولیدی و تعطیلی کارگاه شده است.از طرف دیگر وقتی علت تمایل شهروندان به استفاده از کالای خارجی را بررسی میکنیم کیفیت بالا و قیمت مناسب را به عنوان علت اصلی ترجیح کالای خارجی بر کالای ایرانی مطرح میکنند.فناوری پایین صنایع ما و عدم شناخت بازار و نیاز مشتریان باعث شده که با وجود سرمایه گذاری های کلان و نیروی کار فراوان و ارزان باز هم مشکل بیکاری روز بروز پیچیده تر شود.کالاهای تولیدی ما گران،بی ارتباط با نیاز روز و با کیفیت پایین هستند و بنابراین تولید آن مقرون به صرفه نیست و امکان ندارد با خواهش و التماس و توصیه اخلاقی کسی ترجیحات اقتصادی خود را نادیده بگیرد. مشکل اقتصادی لزوما راه حل اقتصادی خواهد داشت و توصیه اخلاقی نشانه عدم شناخت توامان اخلاق و اقتصاد است.

ب:تا اطلاع ثانوی چشم انداز مناسبی برای کاهش قابل ملاحظه بیکاری وجود ندارد.بنابراین شاهد گسترش دست فروشی به عنوان یک پدیده در سراسر کشور و شهرمان خواهیم بود.پیاده روهای شهر هر روز بیش از پیش شاهد حضور کسانی است که از گردو تا کرفس از روفرشی تا رو سری و دمپایی و زیره کرمان و آلو زغال اخته و هر چه که مشتری داشته باشد میفروشند .بیکاری است و نبود درآمد.گاهی وقتها ماموران شهرداری هم پیدایشان میشود و فرار کاسبان حبیب ا...!بعضی هایشان گرفتار میشوند. بعضی دیگر نه.بعضیها آشنایی در جایی دارند.عده ای دیگر هم به شکلی راهی برای ماندن میابند.اگر بپرسید چه راهی؟نمی توانم بنویسم. حذف میشود! پیشنهاد میکنم برای ساماندهی این افراد که بعضا مشکلاتی هم برای شهر و شهروندان ایجاد میکنند. و نظارتی هم بر آنها نیست بازار شب را راه اندازی کنید.به هر حال در این شهر منطقه ای پیدا خواهد شد تا چنین افرادی بتوانند با یک نظارت حداقلی به کسب درآمد بپردازند و در عین حال شهروندان هم با حد قابل قبولی از اطمینان خرید کنند.به هر حال اگر فروش بی ضابطه افراد در پیاده روها مخل نظم و آرامش اجتماعی شهر باشد صرف بگیر و ببند بی حاصل است.باید جایگزینی معرفی کرد. کم شدن آسیب های دست فروشی راههایی ساده تر از بگیر و ببند و همایش و کنفرانس و نفرین و ناله دارد.

مدارا...

ما را در سایت مدارا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 17:30

صفحه بندی