جای امیدواری بیهوده است که انتظار داشته باشیم گردش و چرخش مدیران محلی ما باعث خواهد شد روند پسرفت حیرت انگیز دیارمان متوقف و روزهای توسعه و رفاه شهرضای ما فرا رسد.جان لاک وظیفه اصلی دولت را سیاست و امنیت میداند و هابز صرفا برای تامین نظم و امنیت تاسیس دولت را ضروری میداند.به نظر میرسد برای دهه ها و حداقل سه دهه اخیر که نگارنده میتوانسته اوضاع شهر را از نزدیک شاهد باشد و روند تحولات را بررسی کند شهرضای ما عمیقا به این نظریات عصر تجدد وفادار مانده و آمد و رفت دولت های متعدد و فرمانداران و شهرداران و شوراهای شهر و....تاثیر ناچیزی در توسعه داشته اند و البته نظم و امنیت و فعالیت های سیاسی در حد فوق اشباع وجود داشته است.پیداست که تا اینجای موضوع نمی توان ایرادی یافت چرا که تعریف دولت مدرن دخالت حداقلی دولت در امور مرتبط با شهروندان است،و همینکه شهروندان در امنیت باشند و امور سیاسی هم در یک روند مسالمت آمیز پیگیری شود،دولت وظایفش را انجام داده است.اما از آنجا که مطابق یک سنت قدیمی هر چه به ملک ایران میرسد از مصداق و محتوا تهی میشود و بلافاصله روند وارونه فهمی موضوعات توسط جمعی از اندیشمندان وطنی نظریه پردازی میشود،میتوانیم موارد متعددی از کارشکنی ها را توسط کسانیکه وظیفه شان آسان سازی روند انجام امور شهروندان است مشاهده کنیم.درست است که مدیران ما از جذب سرمایه دولت و شرکت های دولتی ناتوانند اما شما موارد متعددی از سرمایه ها و ایده های مفید و اندیشه های بزرگ کارافرینان و سرمایه داران بخش خصوصی را می بینید که به دلیل تنگ نظری و مانع تراشی بعضی مدیران محلی و سهم خواهی های غیر منطقی فراری شده و شهر ما رکورد دار پسرفت در بسیاری از زمینه ها شده است.اتفاق خوبی است اگر همه مدیران انتصابی و انتخابی در جلسه ای عمومی با حضور شهروندان گزارشی از اقداماتشان را در زمینه کارها و مساعدتهایی که برای کاهش رنج های مردم ما انجام داده اند و این اقدامات را میتوانند با نام و نشان و محل وقوع نشان دهند،ارائه دهند تا ما به عنوان شهروند متوجه شویم اگر این افراد نبودند چه اتفاقی می افتاد و ما چقدر ضرر میکردیم اگر به چنین بزرگوارانی از پول مالیات خود حقوق و پاداش پرداخت نمیکردیم.به عنوان مثال بگویند در شهرک رازی شهرضا که گویا یکی از بزرگترین شهرک های صنعتی تعطیل ایران است چه تعداد شغل ایجاد کرده اند؟و اگر این عزیزان نبودند چند کارگر شغل خود را از دست میدادند.بعضی وقتها خبرهایی میشنویم که سرمایه گذاران خارجی در نقاط مختلف ایران مشغول تاسیس کارخانه و شرکت هستند.فهرستی از تلاشهای مدیران شهرستان برای جذب این نوع سرمایه گذاری ها ارائه دهند.مدیران ما اعلام کنند که برای تسهیل صادرات سفال این شهر به سایر نقاط ایران و کشورهای دیگر چه کرده اند و چه تعداد شغل در این صنعت افزایش یافته است؟همین سه مثال که نوشته ام حتی یک ریال بودجه دولتی نیاز ندارد.بلکه مدیر توانمند و خوشفکر و با جنم میخواهد که گویا کیمیای روزگار ماست.دخالت حداقلی ومانع تراشی و پشت هم اندازی نمونه جالبی برای مطالعه اندیشه ورزان غربی در این شهر پدید آورده است که نشان میدهد چگونه میتوانیم مفاهیم علمی را به ضرر میهن تغییر دهیم و احتمالا افرادی مانند جان لاک و هابز در قبور خود دنده به دنده خواهند شد!در این باره انشاءا...باز هم خواهم نوشت.
ما را در سایت مدارا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 68