در ستایش خرد و آگاهی

خرید بک لینک

از ابن عباس روایت شده که خاتم انبیاء فرموده اند هر چیزی را وسیله و ساز و برگی است،وسیله و ساز و برگ مومن خرد اوست.هر چیزی را مرکوبی است ومرکوب آدمی عقل اوست.و هرچیزی را ستون و پایه ای است و ستون و پایه دین عقل است.و هر قومی را مقصدی است و مقصد عابدان عقل است.و هر قومی را سرپرستی است و سرپرست عابدان عقل است.و هر بازرگانی را سرمایه ای است و سرمایه مجتهدان عقل است.و هر خانواده ای را نگهبانی است و نگهبان خانواده راستگویان عقل است.و هر ویرانی را آبادانی است و آبادانی آخرت عقل است.و لازمه مسافران خیمه است و خیمه مومنان عقل است.کنزالفوائد،کرابکی،بحار،جلد1،ص159 در جایی دیگر از سیدالشهدا نقل شده است که فرموده اند:میان ایمان و کفر تنها کم عقلی فاصله است

اگر بپذیریم که خودروهای ساخت وطن از حداقل استانداردهای جهانی برخوردارند و اگر مطمئن باشیم پولی که بابت این تولیدات میدهیم هرگز تناسبی با کیفیتش ندارد نمی توانیم کتمان کنیم که رانندگی و نحوه استفاده ما از این دستاورد جهانی هیج نظیری در جهان ندارد.چراغ سبز و زرد و قرمز در اغلب موارد برای رانندگان و مخصوصا عابرین پیاده بالسویه است و توجه به مقررات راهنمایی و رانندگی و سرعت مطمئنه نوعی سوسول بازی و روشنفکربازی فهمیده میشود.آیا نمی توان نظام آموزشی را در این باره مقصر اصلی دانست؟ در مدارس و نظام آموزشی ما تنها چیزی که اموزش داده نمی شود نحوه اموختن و یادگیری است.بعید است تعداد زیادی از بهره گیران نظام آموزشی ما مدعی باشند که به غیر از خواندن و نوشتن و اندکی حساب، عایدی بیشتری از گذران عمرشان در مدارس و دانشگاه داشته اند.مساله اصلی نظام آموزشی ما پرداخت دستمزد حقوق بگیران و پرداخت بخشی از هزینه های جاری مدرسه و دانشگاه است و برای آنکه عریضه خیلی هم خالی نماند مدرکی به محصلانشان ارائه میکنند که در انتهای ان تاکید میشود ارزشی ندارد و این تنها جمله صادقانه این نوع مدارک است.اگر بپذیریم که تا اطلاع ثانوی فارسی زبان ملی ایرانیان است و زبان را مانند هر جای دیگر دنیا مهمترین ابزار برای توضیح تمدن،فرهنگ و علم یک ملت بدانیم آنوقت ممکن است متوجه شویم که بسیاری از ما نمی توانیم فارسی حرف بزنیم و بنویسیم.اگر از معلمان مدرسه و دانشگاه ما مثلا از کلیله و دمنه امتحان املا گرفته شود نتایج آن احتمالا خوشایند بسیاری از آنها از جمله شاغلان در حوزه علوم انسانی که بشترین ارتباط را با اینگونه مفاهیم دارند نخواهد بود.البته تکلیف دانش آموزان و دانشجویان کاملا مشخص است.آنها آمده اند از کسانی بیاموزند که خودشان چیزی یاد نگرفته اند.بدیهی است که از چنین مدرسه ودانشگاهی دانشمند بیرون نمی آید و در بهترین حالت میتواند نیاز نیروی انسانی ادارات را تامین نماید.مشکل به همین جا هم ختم نمیشود.وقتی به ادارات مان مراجعه میکنیم متوجه میشویم که همین تولیدات نظام آموزشی ما تبدیل به یکی از بزرگترین موانع توسعه ایران ساختار اداری کشور شده اند در حالیکه تمام درآمد کشور صرف این ساختار ناکارآمد میشود.اگر کارمند اداره ما آموزش صحیح و خردمندانه دیده باشد آنوقت از بنرهای زیانبار و ضد محیط زیستی برای تشویق شهروندان به تولید کمتر زباله استفاده نمی کند!بگذریم که وقتی در جامعه ای مجبور شوند برای بهبود فرهنگ و رفتار شهروندانشان اینگونه و به صورت مستقیم تبلیغ کنند بیش از هر چیز اعتراف به شکست تمامی نهادهای آموزشی است.

پ.ن:اگر کسانی در دیار ما هستند که نگران آینده فرزندان خود بوده و دراندیشه آسایش، رفاه و زندگی راحت تری نسبت به زندگی امروز ما هستند،توصیه میکنم که آموزش و آگاهی آنها را جدی بگیرند.وقت طلایی یادگیری و خلاقیت بر اساس آنچه کارشناسان امر معتقدند از پنج سالگی تا پانزده سالگی است.ای کاش در شهر ما هم سازمان ها و نهادهای مرتبط اعم از آموزش و پرورش،شهرداری،پلیس،دادگاه،کانون پرورش فکری کودکان،اداره فرهنگ،فرمانداری ودانشگاه ها به جای هزینه های بی حاصل با تشکیل کمیته ای مطالعه شده بر اساس خرد و اندیشه و تجربیات بشری به آموزش فرهنگ صحیح شهروندی به مردم و مخصوصا کودکان و نوجوانان میپرداختند تا قدری فاصله ما با زندگی مطلوب کاهش یابد.

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 15:31&nbsp توسط بهنام طبیبیان |
مدارا...

ما را در سایت مدارا دنبال می‌کنید

برچسب: ستایش,آگاهی, نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 11:51

صفحه بندی