سال گذشته وهنگامه بازگشایی مدارس در باره آموزش وپرورش و آسیب هایی که نظام آموزشی ومدارس مابه آینده ملت ومیهن وارد میسازد مقاله ای نگاشتم که شهروند محترمی در ستون پیامکهای مردمی از نگارنده خواسته بودند در کنار انتقادهای وارده راهکاری موثر برای رفع مشکلات ارائه دهد.احتمالا از نظر ایشان انتقاد نمودن و زیر سوال بردن عملکردها آسانتر از انجام کار است.از دید بعضی از صاحب نظران، منتقد ملزم به ارائه راه حل نیست ومسئولیتش با نقد موضوعات پایان می یابد چرا که به عنوان ناظر بیرونی وفارغ از هر گونه منفعت و بهره مندی مستقیم، صرف بیان مشکلات،به معنی انجام وظیفه است.از نظر نگارنده مهمترین کسانیکه ملزم به پاسخگویی و رفع مشکلات مدارس ما هستند مدیران وسیاستگزاران نظام آموزشی هستند که از مزایای متعدد مادی و معنوی مقام های خود بهره میبرند و خزانه کشور هزینه گزافی را به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بابت ایشان متحمل میشود.حال اگر چنین مدیران برخورداری نمی توانند یا نمی خواهند مسئولیت نتایج تصمیمات غلط شان را بپذیرند و راهکار موثری برای حل مشکلات بلد نیستند،باید ضمن استعفا،بروند یاد بگیرند چرا که ممکن است یکی از منتقدان برایشان حرف در بیاورد که این مدیران از هیچ چیزی به اندازه کاری که برایش پول میگیرند بی اطلاع نیستند لذا تحت پوشش آموزش و پرورش قرار گرفته اند تا معیشتشان تامین شود.اما بعد؛چند سال قبل هنگام عبور از روبروی یکی از مساجد تاریخی محله بالا خیابان مشهد مشاهده کردم مادر بسیار متشخصی کودک حدودا پنج ساله خود را نصیحت میکند که نباید در ورودی مسجد را ببوسد تا سر و کارش به پزشک و مصرف دارو کشیده نشود.احتمالا آن بانوی محترم نمی دانست که وقتی هنگام ورود به حرم امام علی ابن موسی الرضا کودکش را تشویق به بوسیدن درهای حرم میکند،بچه پنج ساله نمی تواند اجتهاد کند که هر دری بوسیدنی نیست.کار کودک تقلید کردن و تعمیم این تقلید به موارد مشابه است.بهترین زمان آموزش صحیح انسان دوران کودکی و نوجوانی است.با این مقدمه اگر بخواهم از جایگاه شهروندی پیشنهاداتی برای بهبود نظام آموزشی داشته باشم چیزی به غیر از تکرار بدیهیات نمی دانم.مثلا در مهدهای کودک و مدارس ما میتوانند چگونگی راه رفتن در پیاده رو را آموزش دهند.به نحوی که افراد در دو مسیر مشخص حرکت کنند و لزومی ندارد ویترین همه مغازه ها را رویت کنند.این موضوع باعث میشود پای افراد کمتری لگد شود و عبور و مرور راحت تر انجام شود.هنگام استفاده از پله برقی همه مسیر را اشغال نکنند و راه را برای کسانی که عجله دارند باز بگذارند.آموزش داده شود که بین چراغ سبز،زرد و قرمز در چهار راهها تفاوت اساسی وجود دارد.این چراغ ها تزئینی نیست و نادیده انگاشتن آنها ممکن است به قیمت جان انسان تمام شود و یا هنگام رانندگی بین خطوط برانند و پارک دوبل و بیشتر از آن،تجاوز آشکار به حقوق دیگران است.تلاش کنند که دانش آموزان متوجه شوند آب مایه حیات است نه جاروی حیاط،و در کشوری مثل ایران آب به اندازه نیاز وجود ندارد تا چه رسد که مسرفانه و بی حساب مصرف شود. فرق بین پدر و مادر با عابر بانک را کاملا تشریح کنند و برایشان توضیح دهند که نیازهای انسان در کوتاه مدت برآورده نمی شود و باید برای زندگی بهتر تلاش بیشتری صورت بگیرد .البته بعضی از آرزوهای انسان ممکن است هیچوقت محقق نشود.بنابراین خودکشی و ناخرسندی از روزگار نمی تواند راه حل مناسبی برای رفع مشکل انسان باشد.میتوانند هنرمندانه آموزش دهند پدر و مادر مسئول تامین همه نیازهای فرد نیستند.به دانش آموزان یاد آوری کنند که فصل تابستان فرصت مناسبی برای به دست آوردن مهارت و آماده شدن برای کسب درآمد است.نهاد خانواده در کنار نهاد دولت و جامعه صرفا بخشی از نیازهای فرد را تامین میکنند،مابقی با تلاش انسان میتواند محقق شود.این که مدام گفته میشود حقوق معلمان کمتر از استاندارد های جهانی است ضرری ندارد اما موضوع دیگری وجود دارد و آن اینکه باید نظام گزینش و آموزش معلمان ما هم به معیارهای جهانی نزدیک شود و آنوقت ممکن است بعضی از آموزگاران ما شغل شان را از دست بدهند.تشویق معلمان به رعایت زیبایی ظاهری و استفاده از لباس های همگون و دارای هارمونی و معطر بسیار مهم است.چرا که آموزگار یکی از تاثیر گذارترین افراد بر رفتار و شخصیت دانش آموز است.و آراستگی ظاهری میتواند به عنوان نتیجه یک رفتار عالمانه فهمیده شود.موارد متعدد دیگری هم وجود دارد که از حوصله این مقال خارج است.مدارس و نظام آموزشی ما یکی از بزرگترین نهادهایی است که میتواند راه طولانی و دشوار توسعه در ایران را هموار کند در حالیکه اکنون بزرگترین تهدید علیه تمدن کهن ایران زمین است.