برای آنهایی که تا چند دهه قبل حجره نشین بازار شهر بوده اند،کاملا قابل فهم است که مناسبات زمانه با سرعت حیرت آوری در حال دگرگونی است،همانگونه که ملاحظات بهداشتی دقیق تر شده است و البته نگهداری از میراث کهن جدی تر شده و تغییر مشاغل و تجارت محصولات جدید موضوعیت یافته است.بازاریان به لحاظ نسبت جنسیتی هم تغییر کرده اند و اکنون تعدادی از مغازه ها با مدیریت بانوان اداره میشود.موضوعی که تا چندی پیش در فضای یکدست مردانه بازار غیر قابل فهم بود.این تنها تغییر بازار نیست حتی جزئیات هم با گذشته متفاوت است.بسیاری از بازاریان به خاطر دارند درویشی را که سه روز در هفته به بازار می آمد و به مقتضای ایام شعری در وصف شاه ولایت میخواند یا ابیاتی از شاهنامه حکیم خردمند طوس زمزمه میکرد و و از راسته های مختلف میگذشت. بازاریان هم بر اساس یک رسم کهن مبلغی پول در کشکول او میریختند.اینک اما بعضی روزها کسی یا کسانی را میتوانید ببینید که ضمن عبور از بازار ترانه های عامیانه ای میخوانند و برای آن مبلغی پول طلب میکنند. عادت دیرینه ما در عقب ماندن از سرعت تحولات و فهم آن، همواره مشکلات فراوانی برای خودمان و جامعه به وجود آورده است که طبعا به دلیل فهم نادرست موضوع، راه حلهای ارائه شده موجب پیچیده تر شدن مشکلات شده است.در ستون پیامهای مردمی هفته نامه یا شبکه های اجتماعی بارها گلایه های شهروندان محترم را در گسترش هایپر مارکت ها یا فروشگاه های زنجیره ای مشاهده میکنیم که از مسئولان شهر میخواهند از تاسیس آنها جلوگیری کنند.از طرف دیگر شاهد اقبال فراوان خانواده ها به این فروشگاه ها و رضایت آنها از خریدشان هستیم.میتوان از مراجعه کنندگان به این فروشگاه ها در باره علل ترجیح خرید از این مراکز پرسید و احتمالا پاسخ های جالبی هم شنید.حضور در این فروشگاه ها لزوما یک خرید صرف نیست.نوعی تفریح هم هست.گردش در میان انبوه قفسه ها و تجربه استفاده و مصرف کالاهای جدید وسوسه انگیز است.احساس خوش آیندی است وقتی افراد میتوانند هر کالایی را پس از برانداز کردن و مقایسه آن با محصولات دیگر انتخاب کنند امکانی که در فروشگاه های کوچک و بقالی ها ممکن نیست.شهروندان علاقه دارند کالاهای متعدد مورد نیاز خود را در یکبار مراجعه و با آزادی کامل خریداری کنند . بسیاری از افراد ترجیح میدهند به همراه افراد خانواده به خرید بروند و میتوان گفت مایلند نوعی گردش فروشگاهی را تجربه کنند،اتفاقی که تا یک دهه پیش کمتر امکان وقوع داشت.از نظر نگارنده این توقع که خواهان تعطیلی این فروشگاهها باشیم نه منطقی و نه امکانپذیر است.خلاف عدالت و آزادی است که شهروندان را از حقوق و علایق عادی و قانونی و عرفی خودشان محروم کنیم به این دلیل که در فهم و توضیح موضوعات کم کاری میکنیم.آیا بقالی ها و فروشگاه های کوچک نمی توانند از ظرفیت های شغلی خود برای کسب درآمد استفاده کنند؟یکی از مزیت های نسبی این فروشگاه ها فروش نسیه است.واین امکان وجود دارد که با فروش نسیه مشتریان خود را حفظ کنند.راهکار دیگری که به تازگی بعضی از فروشگاه های کوچک در شهرهای بزرگ استفاده میکنند،تلاش برای استفاده از برند هایپر مارکت هاست به نحوی که قیمت و کیفیت کالاهای ارائه شده در این بقالی ها با فروشگاه اصلی یکسان است و تخفیفات قیمتی دوره ای آن فروشگاه ها در این بقالی هم اعمال میشود. مضافا به این که چند بقالی با استفاده از یک پیک، محصولات مورد نیاز شهروندان را به محل مورد درخواست شان میرسانند.موارد دیگری هم وجود دارد که از حوصله این مقال خارج است.به هر حال بهتر است به جای تلاش برای مقابله با پدیده های جدید اعم از اینکه از نظر ما مفید یا مضر هستند ،تلاش خود را معطوف به فهم صحیح موضوعات و علل وقوع آنها نماییم.در این صورت است که تصمیمات ما اشتباه کمتری خواهد داشت.
ما را در سایت مدارا دنبال میکنید
برچسب: هایپر,مارکت,بقالی؟مساله, نویسنده: بازدید: 49