باید برای زادگاه خویش اندیشه کرد...

خرید بک لینک
1. ظریفی صاحب نظر میگفت در قمشه ما همه چیز متولی دارد به جز خود قمشه.با هجوم افکار و سخنان ناصواب و افراد عاری از خردی که بعضا با ظاهر موجه صاحب دفتر و دستک و یساول و قراول شده اند،رطب و یابس هایی میشنویم و یاوه بافی هایی میخوانیم که فحوای آن تلاش برای مجاب کردن ساکنان این کهن دیار، به این نکته است که قمشه شهرضا شده ما جای زندگی نیست.این مختصر سخنان مرا و شاید کسانی مثل مرا که یک لاقبایان این ملک و تقریبا و با اندکی اغماض شهروند این شهریم به این دلیل که آبادی و توسعه و رفاه مردمانش مهمتر از طعن و تمسخر دیگران است را تا مجالی باقی مانده است،میتوان شنید و حتی با ملال پند گرفت .اما اگر فرصت از دست رفت که در حال رفتن است برای همیشه از دایره توسعه و اثرگذاری مفید حذف خواهیم شد.سخن گفتن در باره تاریخ،فرهنگ،علم و امور عالی یک شهر دانش ویژه خود را دارد.همه رایی دارند اما همه حرفی برای گفتن در آن گونه از مسائل شهر و شهروندی که سخن گفتن درباره آنها به علمی نیاز دارد،ندارند.تا اطلاع ثانوی نام این شهر شهرضاست و کسی نباید آن را کوچک بشمارد.تنها علم به چیزی به کسی اجازه میدهد در باره اش سخن بگوید.بدیهی است که منظورم نظر شخصی نیست.زیرا به قول اندیشمندی،حتی دیوانگان نیز آزاد هستند در مواردی فریاد بزنند.منظور اظهار نظر به ظاهرعالمانه مبتنی بر جهل است بویژه در اموری که بر سرنوشت دهها هزار نفر موثر است.اشکالی ندارد که کسی از جمع آوری زباله های شهر سر رشته ای نداشته باشد و به هر مناسبتی از شیوه جمع آوری زباله انتقاد کند،حتی بنویسد.این از اصول آزادی عقیده است.اما هیچکسی حق ندارد خلاف شئونات شهر و منافع شهروندان سخن بگوید.اینجا مرز بین آزادی و خیانت بسیار نزدیک است.
2.دیر زمانی است که دیار ما در مقایسه با شهرهای هم کفوش دچار هبوطی حیرت انگیز شده و بیم آن میرود که در بحران اندیشه ای که بدان دچار شده برای همیشه سقوط کرده و به خوابگاه شبانه برای افرادی تبدیل شود که برای استراحت و گذران عمر آن را برگزینند بدون آنکه با هویت و فرهنگ خود آشنا بوده و برای توسعه شهر خود اندیشه کنند.به عنوان مثال و با نهایت تاسف بیشتر تولیدات افراد در شبکه های اجتماعی اعم از کانال و گروههای تلگرام یا پست های اینستاگرام به مطالبی خلاصه میشود که از حداقل های نگارشی و هنری بی بهره اند و کمتر، سخن حاکی از اندیشه یا عکس و اثر هنری عالمانه مشاهده میشود.فرهنگ عامه و یا دورهمی ها و زندگی معمولی خانواده ها واجد اهمیت و در خور توجه است اما شکوفه درختان و پخت سمنو و انار دانه کردن نمیتواند به تنهایی معرف شهرضای ما باشد.مشکلات این شهر بسیار بیشتر از آن است که با خوش باشی ها و دمی غنیمت شمردن ها حل شود.کهن دیارما حداقل هفتصد سال شهر بوده و دارای نهاد علم و حکمت،نهاد بازار،و نهاد مذهب به صورت همزمان و توامان بوده است و از معدود شهرهای مرکزی ایران است که توانسته همه خصوصیات شهرنشینی خود را برای قرن ها حفظ کند. اعتماد زایدالوصف تجار دیگرشهرها به تاجران این شهر که در معاملات بازار شهرضا به خوبی قابل بررسی است؛ظهور دانشمندان بزرگ علوم پایه و علوم انسانی در طول تاریخ و حال حاضر و حتی حضور مردمانی از این شهر در رده های بالای سیاسی ایران زمین همه نشانگر آن است که شهروندان این شهر وارث میراثی سترگ از گذشتگان خود هستند که باید برای حفظ و ادامه آن اندیشه کرد.
3.گذشتگان ما برای آنچه که بودند زحمات بسیاری کشیدند.هیچ وامی از هیچ دولتی نگرفتند .منتظر هیچ رئیس و وکیلی نماندند. همین کارخانه نوین را بخش خصوصی و مردمان همین شهر ساختند.معطل دولت نشستن فرصت از دست دادن و تباهی است.شهروند محترمی در ستون ارتباط مردمی هفته نامه در مقایسه ای عالمانه از دلایل بیست برابری بودجه شهرداری کاشان نسبت به شهرضا پرسیده بودند.جواب ساده اولیه اش در تفاوت نخبگان و اندیشمندان کاشانی با همگنانشان در شهر ماست.آنها نسبت به سرزمینی که در آن بالیده اند مسئولیت اجتماعی برای خودشان تعریف میکنند و نخبگان ما کمتر به این موضوع واقفند.ایرادی ندارد کسی برای پیشرفت زندگی اش مهاجرت کند اما مهاجران بزرگ نیز هم همواره از زادگاهشان با افتخار یاد کرده و برای آسایش مردمان دیارشان کوتاهی نکرده اند.
4.این شهر محل تلاقی خرده فرهنگ های گوناگون نیز بوده و هست. جدای از ساکنان مهاجرش همواره به دلیل موقعیت تجاری و بازار معتبر شهرضا، با اقوام گوناگون در ارتباط بوده و مروادات تجاری به نوعی آسانگیری و مدارای با دیگران منجر شده است.اما آنچه که میتواند ما را در ادامه راه یاری دهد انگاره های ناسیونالیستی و نژادپرستی های بی منطق نیست.بدیهی است که اینجا شهرضاست و همه آداب و رسوم و مروادات تجاری،اقتصادی و فرهنگی آن در همین جغرافیا معنا می یابد. دیگرانی هم که زندگی در این شهر را انتخاب کرده اند با کم و زیادش فرهنگ بومی این شهر را محترم شمرده اند.یکی از آرامترین شهرهای مهاجر پذیر ایران شهرضاست که درگیری ها و تضادهای قومیتی نسبت به دیگر شهرها بسیار کمتر است و این نیست مگر فرهنگ غنی و ریشه دار این دیار که میتواند تضادها را مدیریت کند که باید برای حفظ این سنت نیکو اندیشید.اگر فرصتی بود در این باره باز هم خواهم نوشت.
پ.ن.به عنوان یک پیشنهاد و حتی درخواست،از تمامی کسانیکه در باره شهرضا و تاریخ آن آرشیوی شخصی از روزنامه ها و مجلات و اسناد مربوط به این شهردارند درخواست میکنم محلی برای این کار در نظر بگیرند تا اگر کسی خواست در این باره پژوهشی انجام دهد به حداقلی از منابع دسترسی داشته باشد.این موضوع بسیار مهمتر از آن است که با سکوت و بی تفاوتی برگزار شود.امید است اصحاب فرهنگ،هنر و اندیشه این موضوع را جدی بگیرند.بخش تاریخ این شهر ارتباط مستقیمی با چگونگی پیشرفت آن در آینده خواهد داشت.
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۵ساعت 14:38 توسط بهنام طبیبیان |
مدارا...

ما را در سایت مدارا دنبال می‌کنید

برچسب: باید,برای,زادگاه,خویش,اندیشه,کرد, نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:21

صفحه بندی