قبل التحریر:از حقوق شهروندی یکی هم این است که شهروندان پس از خریدن یک نشریه و صرف هزینه ووقت خود مطالبی رادر آن مطالعه کنند که نیازها و علاقمندی های آنان را نمایندگی کند.بدیهی است که همان مطالعه کنندگان در قبال آنچه که خبرنگاران و مقاله نویسان نشریه نگاشته اند نمیتوانند وظیفه ای داشته باشند و مسئولیت های حقوقی و مدنی آن متوجه گردانندگان نشریه است.شهروندان حق دارند که انتقادات خود را از زبان نشریات به گوش مسئولان برسانند و پاسخ انتقادات خود را دریافت کنند همانگونه که حق دارند حتی نشریه و نوشته های نویسندگان آن را نقد کنند.مشکلی که در این بین پدید می آید فاصله روز افزون بین توقعات جامعه و امکانات و مقدورات نشریه است.نگارنده بارها با درخواست های مختلف شهروندان روبرو شده که توقع داشته اند تندتر و اثرگذارتر بنویسم و مشکلات فراوان آنها را صریح و بدون سانسور منعکس کنم.البته که این خواسته حقی است اما مقدورات نشریه و مناسبات جامعه اجازه نمی دهد که تمام آنچه تمام مردم میخواهند اجازه نشر بیابد.همه ملزم به رعایت قانون هستند و نشریات ،خود، بیش از هرکس موظف به رعایت موازین قانونی هستند که این موضوع به صواب و ثواب نزدیک تر است.به خصوص نشریات محلی که علاوه بر رعایت قوانین کشور باید ملاحظات منطقه ای و محلی را هم مد نظر داشته باشند.
موضوع این روزهای شهرهای ایران انتخابات است که شورای شهر و بحث های مرتبط با آن مدتهاست فضای مجازی و مکتوب را به خود مشغول کرده و نشریه ما هم تا کنون چندین مقاله در این باره منتشر کرده است،که در آنها تلاش شده ،ضمن نقد و بررسی عملکرد ادوار مختلف شورای شهر،به تببین ویژگیهای یکشورای کارآمد بپردازد.از جمله موضوعاتی که در این دوره مطرح میشود و افراد مختلفی سعی در توضیح آن دارند،تخصص،تجربه و سیاست است.این سوال دائما تکرار میشود که باید به متخصص با تجربه رای داد یا فعال سیاسی؟تا اطلاع ثانوی و تا وقتی که شناخت درستی از ساختار،اختیارات و نحوه انتخاب شوراها تحول اساسی صورت نگیرد نهاد شورای شهر کارایی شایسته ای نخواهد داشت.به نظر من باید حداقل محدودیتها را برای نامزدی افراد در شورای شهر در نظر گرفت و بهتر است هر کس علاقه دارد بتواند خود را در معرض داوری شهروندان قرار دهد.همانطور که قبلا در مقاله ای نوشته ام باید مساله را در سطح رای دهندگان دید که چرا به معلم سابق،بقال محل کارمند فلان اداره و ورزشکاری که هیچ آشنایی بامسایل شهر و مدیریت و امور شهری ندارند رای میدهند.نه این که چرا فلان شخص نامزد شده است.وقتی که انتخاب درست نباشد چه فرقی میکند که منتخب کارشناس باشد یا سیاسی؟نکته دیگر این است که تصور تضاد میان این دو ویژگی اشتباه است.در هرجای دنیای توسعه یافته برای انجام صحیح امر سیاستمداران را انتخاب میکنند ولی سیاستمداران پاسخگو و مسئول، کارشناسان را به کار میگیرند.بد هم نیست که منتخب در حوزه کاری خود کارشناس نباشد،چرا که تجربه نشان داده است دخالت کارشناسی از موضع قدرت بسیار زیان بار است.از طرف دیگر تصمیم گیری در پارلمان ها شورایی است که با امر کارشناسی مغایر است.نظر کارشناسی را که نمی شود در باره اش رای گرفت و اگر رای نیاورد آن نظر را اشتباه دانست.به نظر من بهتر است رای دهندگان به کسانی رای دهند که مسئولیت آنها را احزاب یا نهادهای مدنی شتاخته شده و شناسنامه دار بپذیرند.غیر ممکن است شورایی که توسط مردم انتخاب میشود سرآمد و چکیده همه شهر باشد.چون کارشناسان خبره کمتر خود را در معرض رای مردم میگذارند.تجربیات گذشته نشان داده مسئولیت پذیری و پاسخگویی احزاب و نهادهای شناسنامه دار که چندان قوی هم نیستند به مراتب از افرادی که مستقل از آنها انتخاب شده اند و بار خود را بسته اند و رفته اند بیشتر است.با این ملاحظات به نظر می رسد که مهمترین مساله در انتخابات شورای شهر نه کارشناسی و تجربه است ونه سیاستمداری،بلکه مساله اصلی مسئولیت پذیری و ضمانت لازم برای پاسخگویی از سوی منخبان است.