نمیدانم بعضی ها چه اصراری دارند که مدام در مذمت نوروز و آداب و سنن آن و بی فایده بودن مناسکش بگویند و بنویسند.همین چند روز پیش اتومبیل در تعمیرگاه بود و بناچار! سوار وسیله نقلیه عمومی شدم.راننده محترم تاکسی که ترافیک سنگین خیابان دکتر بهشتی حوصله اش را برده بود شروع کرد به شکوه و شکایت از کار و کاسبی و شلوغی روزهای پایانی سال و مخارج سرسام آور زندگی.در میانه سخن نیاکان باستانی را هم بی نصیب نگذاشت و سخنانی بر زبان آورد که بهتر است ننویسم.
ابتدا سعی کردم که حرفهایش را نشنیده بگیرم و مشغول تماشای خیابان و پیاده رو و آدمهای در تاب خرید و خنده و گریه کودکان و عتاب مادران شوم که آقای راننده ول کن نبود و تلاش میکرد از من بر سخنان گهربارش تاییدیه ای بگیرد.ده دقیقه ای به حرف هایش گوش دادم و ده دقیقه ای هم وانمود میکردم که گوشم با اوست.خوشبختانه وارد سیاست و سایر قضایا نشد و الا این یکی را جواب میدادم یا نمیدادم متهم میشدم.هنگام پیاده شدن گفتم ببین برادر من:از انصاف به دور است که انسان صرفا به خاطر راحتی خودش یا نپسندیدن سنتی که اکثریت ملتی آن را میستایند و گرامی میدارند حکم به نابودی اش بدهد.اگر همین عید و شلوغی آن نبود و احتمال نمیدادم که بخواهم تعطیلات عید به سفر بروم، اتومبیل را برای سرویس به تعمیرگاه نمی بردم و تاکسی شما را به صورت دربستی کرایه نمیکردم.مقداری تحملت را بالاتر ببر و به دیگران هم اجازه بده که سلیقه خودشان را در زندگی داشته باشند.
این تلقی نه فقط در بین بعضی از مردم عادی که در بین بعضی متجددین ما هم وجود دارد. صبح عید که میشود ماچ و بوسه ای اجباری اتفاق می افتد و انگار نه انگار که یک سال تمام شده و سال نویی آمده است و هر کس میرود سراغ کار خودش.اگر به تجدد باشد که اروپا وغرب سردمدار تمام مباحث نظری و عملی در این زمینه اند و قرنها در این باب گفته اند و نگاشته اند.همانها سال نوی میلادی را با شکوه تمام برگزار میکنند و سروهایشان را می آرایند و هدیه میدهند و میگیرند.به ما که میرسد از عوام و متجدد و روشنفکر و متحجر آه و ناله میکنند که باز این عید فقیر رسوا کن آمد و یا این که ما اهل این دلخوش بازی های عوامانه نیستیم.
آنچه که از آن با نام میراث تمدنی نوروز یاد میشود یک دستاورد ارزشمند و یک گنجینه عظیم برای گذران بهتر و شرافتمندانه تر زندگی، همراه با عشق و امید و رسیدن به یک آینده درخشان تر است آنگونه که در شان ما باشد.
پی نوشت:در بهاریه های سال های قبل هم نوشتم که لذت گرفتن اسکناس های نوی لای قرآن و نشستن زیر درختان پر از شکوفه هزار رنگ باغچه حیاط و بعد هم ناهار سبزی پلو با ماهی،باقالی پلو با ماهیچه و حتی کشک و بادمجان به همراه دوغ و سبزی و ماست و خیار و ترشی بسیار، بسیار بیشتر میشود اگر در همین شب عید،آنهایی که توانایی اش را دارند به قدر مقدور ناتوانان را فراموش نکنند.برای یک خانواده متوسط ده هزارتومان مبلغ زیادی نیست اما میتواند هزینه شیرینی شب عید یک خانواده دیگر باشد.
مدارا...ما را در سایت مدارا دنبال میکنید
برچسب: بهار است و هنگام گل چیدن من,بهار است و هنگام گشت,بهار است و سامان,بهار است و هنگام گشت دانلود,بهار است و, نویسنده: بازدید: 97